تبليغاتX
کیمیا - اي هنوز بي نظير
ما در این جمع لطیف , لطف دیدار تو را می طلبیم.
 اي هنوز بي نظير

اي هنوز بي نظير

خسته ام از اين كوير، اين كوير كور و پير

اين هبوط بي دليل ، اين سقوط ناگزير

آسمان بي هدف ، بادهاي بي طرف

ابرهاي سر به راه ، بيدهاي سر به زير

اي نظاره شگفت ، اي نگاه ناگهان

اي هماره در نظر ، اي هنوز بي نظير

آيه آيه ات صريح ، سوره سوره ات فصيح

مثل خطي از هبوط ، مثل سطري از كوير

مثل شعر ناگهان ، مثل گريه بي امان

مثل لحظه هاي وحي ، اجتناب ناپذير

اي مسافر غريب در ديار خويشتن

با تو آشنا شدم ، با تو در همين مسير

از كوير سوت و كور ، تا مرا صدا زدي

ديدمت ولي چه دور! ديدمت ولي چه دير!

اين تويي در آن طرف ، پشت ميله ها رها

اين منم در اين طرف ، پشت ميله ها اسير

دست خسته ي مرا ، مثل كودكي بگير

با خودت مرا ببر ، خسته ام از اين كوير...

 "قيصر امين پور"

 

|+| نوشته شده توسط هدی در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا